مقاله های رایگان

آیا زندگی کوتاه است

آیا زندگی کوتاه است

عمر ما هرچقدر طولانی هم باشد باز مثل یک چشم برهم زدن می گذرد.

به قول قیصر امین پور شاعر معاصر

ناگهان چقدر زود دیر می‌شود

زمان فقط در یک جهت حرکت می کند و ما هرگز نمی توانیم زمان بیشتری بدست آوریم

به همین دلیل اینکه چطور زندگی کنیم اهمیت خاصی پیدا می کند

مثل زندگی این مقاله هم کوتاه است ولی ایده آن می تواند بیشتر از یک کتاب مفید باشد

چون اکثر کتاب‌هایی که خوانده‌ام می‌توانستند خیلی کوتاه‌تر باشند

فکر نمی کنم کوتاه بودن باعث شود اثرگذاری کمتر شود

زندگی کوتاه است

درنتیجه تنها راهی که باقی می ماند خلق فرصت و استفاده از آن است

یکی از نکته های قابل توجه برای خلق فضا که اکثر انسان‌های موفق هم آن را به خوبی رعایت می‌کنند

این است که در زمانی که باید بگویند نه آن را قاطعانه می گویند.

برای اینکه ((چطوری بگیم نه )) کافی است این کتاب کوچک رایگان را بخوانید

اگر نتوانیم در زمان درست به چیزی که نمی‌خواهیم نه بگوییم در واقع به چیزی که مورد علاقه ماست نه گفته‌ایم.

وقتی قرار است کاری را بارها و بارها انجام دهیم درباره این مسئله فکر کنیم که آیا به روش دیگری می توان این کار را سریعتر و با کیفیت بهتر انجام داد؟

تا اینجا گفتیم که برای خلق فضای بیشتر برای زندگی روی چیزهای مهم تمرکز کنیم و به چیزهایی که مهم نیستند نه بگوییم

علاوه بر این روش خلاقانه ای برای انجام سریعتر کارهای تکراری اما مهم پیدا کنیم

راه دیگر برای ایجاد فضا استفاده از تکنولوژی است .

تکنولوژی می‌تواند برای کنترل بهتر زندگی به ما کمک کند به شرطی که ما کنترل خودمان را دست آن ندهیم.

راه حل دیگر تمرکز بر روی یک کار در لحظه است

خیلی از کسانی که می شناسیم ادعای انجام چند کار به صورت همزمان را دارند

ولی مغز در آن واحد فقط می تواند روی یک کار تمرکز کند و اگر تعداد کارها زیاد باشد

از مدلی به اسم سوئیچینگ استفاده می کند که تمرکز را به شدت کاهش می دهد

محل سکونت‌مان را تا حد امکان به محل کارمان نزدیک کنیم تا بتوانیم در کوتاه ترین زمان از محل کار به محل زندگی‌مان برسیم

اگر این امکان برای‌مان فراهم باشد برخی از کارهایمان را با دور کاری انجام دهیم یعنی

به جای حضور در محل کار از اطریق اینترنت و از محل سکونت آن را انجام دهیم.

خلاصه یادمان باشد:

زندگی کوتاه است

پس برای استفاده بهینه و خلق فضای بیشتر  :

  • به چیزهایی که مهم نیستند نه بگوییم
  • روشی برای انجام سریعتر و بهتر کارهای تکراری مهم پیدا کنیم
  • تکنولوژی را به خدمت بگیریم
  • در آن واحد روی یک کار تمرکز کنیم
  • درصورت امکان دورکاری را امتحان کنیم

 

 

شما بدهی می خرید یا دارایی!؟

شما بدهی می خرید یا دارایی !؟

شاید با دیدن این عنوان از خودتان بپرسید مگر کسی بدهی هم می خرد!

یا آیا اصلا بدهی خریدنی است؟

اگر به زندگی روزمره آدم های اطراف مان نگاهی بکنیم متوجه می شویم که :

دسته ای از آن‌ها روز به روز فقیر‌تر و بدهکارتر می شوند و

دسته ی دیگر ثروتمند تر

البته دسته ای هم هستند که به نظر می رسد تغییر چندانی در دارایی های آنها بوجود نمی آید.

ساده ترین جواب به این معما چیست؟

معمولا بیشتر مردم اعتقاد دارند شرایط همیشه اینطور بوده  و پذیرفته اند که این یک قاعده‌ی طبیعی است!

اما در واقع اینطور نیست

این موضوع مربوط به عادت ها و رفتار آن‌ها می شود.

انسان‌های ثروتمند دارایی می خرند!

تعریف ساده دارایی در هوش مالی این است که :

خریدن آن باعث می شود پول به جیب تان وارد شود

مثل خریدن یک خانه و اجاره آن.

و تعریف ساده بدهی در هوش مالی این است:

خریدن هر چیزی که پول را از جیبتان خارج می کند.

مثل خریدن یک تلویزیون جدید اقساطی برای خانه تان.

حالا یک بار دیگر سوال را از خودتان بپرسید:

شما بدهی می خرید یا دارایی !؟

این دقیقا همان تفاوت آدم های اطرافمان است که در مورد آن صحبت کردیم.

کسانی که ثروتمند هستند یا ثروتمند خواهند شد رفتار خاصی از خود بروز می دهند که معمولا ما آن را هوش مالی می نامیم

خریدن یک خانه در ابتدا باعث خرج شدن پول می شود

اما اگر آن را اجاره دهید به سادگی باعث سرازیر شدن یک جریان پول می شود

آیا هوش مالی دقیقا به همین سادگی است؟

قطعا نه زیرا اجاره خانه باید بتواند استهلاک آن را توجیه کند

اجاره خانه باید بتواند خرید خانه را نیز در بلند مدت توجیه کند و …

اما گام اول برای رسیدن به هوش مالی این است که هربار می خواهیم چیزی بخریم این سوال را از خود بپرسیم که :

من هم اکنون در حال خرید بدهی م

هستم یا دارایی !؟

 

 

ادراک چیست؟

ادراک چیست؟

یک روز معلمی در کلاس پسر هفت ساله ای را صدا زد و به او گفت:

آرش اگه آرسام دوتا  سیب و منم دوتا سیب دیگه بهت بدم تو الان چندتا سیب داری؟

آرش دستانش را جلو آورد و ژس از چند ثانیه با اطمینان کامل گفت :

پنج تا سیب!

معلم که انتظار این جواب را نداشت نگران شد و با ناامیدی پیش خودش فکر رکد که احتمالا آرش خوب گوش نکرده است.

بنا براین یک بار دیگر سوالش را تکرار کرد:

آرش ببین اگه دوست تو دوتا سیب بهت بده! خب ؟ منم دوتا سیب بهت بدم تو الان چندتا سیب داری؟

آرش بازهم با انگشتانش حساب کرد و کمی مکث کرد تا بازهم حساب کند:

اجازه! پنج تا سیب!

معلم که کلافه شده بود نمی خواست خودش جواب را بگوید این بار سراغ مثال ملموس تری رفت:

تو الان چندتا مداد داری؟

اجازه! دوتا یک مداد قرمز و یک مداد سیاه.

معلم دو مداد از روی میز برداشت و به او داد و گفت:

خب الان منم دوتا مداد دیگه بهت دادم حالا چندتا مداد داری؟

چهار تا !

آفرین، حالا با دقت گوش کن دوتا سیب آرسام بهت داده و دوتا هم من بهت میدم! حالا چندتا سیب داری؟

معلم که به نظر خوشحال می آمد مشتاقانه منتظر جواب بود و آرش این بار دیگر مطمئن بود جوابش درست است بنا براین با اطمینان خاصی گفت:

پنج تا!

معلم مبهوت با صدای گرفته و کمی خشمگین رو به آرش گفت:

آخه چطور ؟ چطوری حساب می کنی اینم مثل همون مداد هاست!

آرش با صدای زیر جواب داد:

 یک سیب تو کیفم هست دوتا هم آرسام بده میشه سه تا و دوتا سیب هم شما بدید من پنج تا سیب   دارم!

ادراک چیست؟

وقتی کسی جواب غیر منتظره ای به سوال ما داد که مطابق میل و انتظار ما نبود الزاما جواب او اشتباه نیست!

همینطور وقتی رفتار خاصی را از کسی انتظار داریم اما وی آنگونه که ما می خواسته ایم رفتار نکرده است

این طور نیست که حتما او اشتباه می کند،

بلکه باید دلیل آن را بدانیم و خود را در موقعیت فرد مورد نظرمان فرض کنیم

در این صورت به جای اعتراض، خشمگین شدن و هر عکس العمل اشتباه دیگری

خیلی ساده او را درک می کنیم و احتمالا به جای آنکه علیه او باشیم در کنارش خواهیم بود

و از همان نقطه وی را یاری می کنیم تا بهترین شیوه‌ی رفتار یا پاسخ را برای آن موقعیت انتخاب کند.

ادراک یعنی بپذیریم که هر مسئله از جهات مختلفی قابل بررسی است

افراد خلاق و موفق نیز به این موضوع پی برده اند که

هر چیزی صرفا یک وجه ندارد بنابراین هر مسئله را از چندین زاویه‌ی دید نگاه می کنند.

حالا دقیقا ادراک یعنی چه!

ادراک یعنی اینکه هر اتفاقی را فقط از یک زاویه نگاه نکنیم

ادارک یعنی اینکه برای تجزیه و تحلیل یک اتفاق فقط به تجربیات قبلی خودمان بسنده نکنیم

ادارک یعنی با ذهن باز و آزاد به هر اتفاق یا مسئله نگاه کنیم و به جای قضاوت هدفمان فهمیدن عمیق دلیل واقعی رفتار انسانها باشد

ادراک یکی از کلید های زندگی بهتر است

مطالب بیشتر درباره‌ی ادراک

توت فرنگی چه رنگی است؟

احتمالا جواب مورد انتظار ما قرمز  است!

درحالی که اگر به مزرعه توت فرنگی برویم طیف های رنگ متفاوتی از سبز و قرمز را خواهیم دید.

ما فقط رنگ نهایی را می بینیم اما الزاما یک توت فرنگی قرمز نیست !

ادراک

 

 

 

گلایه یا کنایه

چطوری گلایه کنیم ؟

بیایید  یاد بگیریم که:

به‌جای گوشه و کنایه زدن مستقیماً بریم سر اصل مطلب و اگر گلایه داریم آن را واضح و روشن‌بیان کنیم.

گوشه و کنایه فقط طرف مقابل را آزار می‌دهد او را از ما دور می‌کند

اما گلایه یعنی من از دست شما دلخور هستم چون ناخواسته من را رنجانده‌اید.

اگر عمدی بود گلایه نمی‌کردیم! چون می‌دانیم ناخواسته اتفاق افتاده است می‌خواهیم آن را بیان کنیم.

اما معمولاً می‌گوییم نیش و کنایه! یعنی می‌دانیم دردی را به‌طرف مقابل وارد می‌کنیم.

یاد بگیریم نیش نزنیم!

kda

چطوری گلایه کنیم ؟

  • قبل از اینکه حرفی بزنیم از خودمان بپرسیم : قضیه چیست؟

بعد برای خودمان یک‌بار موضوع رو مرور کنیم ببینیم آیا واقعاً حق با ماست و جایی برای گلایه وجود دارد؟

معمولاً وقتی در حال توضیح دادن این موضوع برای خودمان هستیم حقایق جالبی کشف می‌کنیم مثل‌اینکه صد در صد فرد مقابل مقصر نیست و ماهم هرچند ممکن است خیلی کم اما به‌هرحال مقصر هستیم.

  • دلیل گلایه! ممکن است بگویید: این‌که معلومه!

برای شما بله، اما باید دلیل را واضح و روشن بررسی کنید تا بتونید به‌طرف مقابل بگویید. نباید این‌طور فکر کنیم که دلیل روشن است و خودش می‌داند.

  • جدا کردن عمل فرد از شخصیت او! یعنی بدانیم ما از عمل او دلخور هستیم و این ربطی به شخصیت او ندارد.

یعنی به‌طرف مقابل نمی‌گوییم: تو چرا این‌طوری هستی و …

  • یک نکته خوب و البته واقعی از چیزی که در شخصیت او دوست داریم پیدا کنیم.
  • حالا سر صحبت را باز می‌کنیم و اول از او تشکر می‌کنیم به خاطر نکته‌ی خوبی که در شخصیت او پیداکرده‌ایم.
  • دلیل گلایه را بیان می‌کنیم و اینکه الآن از چه عملی دلخور هستیم و کل شخصیت او را زیر سؤال نمی‌بریم.
  • انتظاری که از او داشتیم را بیان می‌کنیم.
  • حالا به سهم خودمان در این دلخوری هم اشاره می‌کنیم (توی قدم اول به آن رسیدم!)
  • در ادامه صحبت دیگر گلایه را تکرار نمی‌کنیم.

 

مقاله روح الله آقالر

کنایه یا گلایه

 

کتابهای موفقیت را چطور بخوانیم؟

کتابهای موفقیت را چطور بخوانیم؟

success book

وقتی بهترین نتیحه از مطالعه یک کتاب حاصل می شود که شیوه ی مناسبی برای خواندن داشته باشیم.

بدون مقدمه بریم سراغ اصل مقاله

چه جوری یک کتاب با موضوع موفقیت را بخوانیم؟

با عشق و علاقه کتاب را بخوانیم و خودتان را مشتاق یادگیری نشان دهیم

هر فصل را قبل از رفتن به فصل بعدی حتما مرور نماییم

هنگام مطالعه هر چند وقت یک بار مکث کنیم و آنچه را آموخته ایم در ذهنتان مجسم کنیم.

به سوالاتی که در کتاب پرسیده شده جواب بدهیم و تصور کنیم همین الان نویسنده کتاب کنار ماست و خودش با ما در حال صحبت و گفتگو است.

هر جا تمرینی وجود دارد آن را انجام دهیم یا حداقل برنامه ای برای اجرای آن تهیه کنیم و مشخص نماییم که دقیقا کی آن را انجام خواهیم داد

چند روز بعد از مطالعه کتاب آن را مرور کنیم

وقتی از اصول کتاب تخلف کردیم برای خود جریمه ای در نظر بگیریم.

اصولی که از کتاب یاد گرفته ایم را در یک دفتر یادداشت نماییم همچنین  پیشرفت هایی که در اثر عمل به دستورالعمل های آن حاصل شده را نیز ثبت کنیم.

مرور ماهانه مطالب کتاب را در برنامه خود بگنجانیم

review

این راهکار مناسب کتابهایی است که نیاز است

پس از مطالعه آن هارا سریعا به کار بگیریم

یعنی خواندن صرف آنها تاثیر زیادی در زندگی ما به جا نخواهد گذاشت

منبع

 

اصولی که از کتاب یاد گرفته ایم را در یک دفتر یادداشت نماییم همچنین  پیشرفت هایی که در اثر عمل به دستورالعمل های آن حاصل شده را نیز ثبت کنیم.

مرور ماهانه مطالب کتاب را در برنامه خود بگنجانیم

این راهکار مناسب کتابهایی است که نیاز است

پس از مطالعه آن هارا سریعا به کار بگیریم 

یعنی خواندن صرف آنها تاثیر زیادی در زندگی ما به جا نخواهد گذاشت

توصیه های ثروتمند خودساخته

 

توصیه های یک ثروتمند خود ساخته

ثروتمند خودساخته

 

توصیه های یک ثروتمند خود ساخته که هرچند سواد زیادی ندارد اما موفقیت های و ثروت فوق العاده ای کسب نموده است!

او در مورد روش خود می گوید:

من یک روش عملی برای پیشرفت خود به کار برده ام و مطمئن هستم هرکس این روش را بکار گیرد او هم موفق خواهد بود.

بنابراین بدون مقدمه می رویم سراغ راهکار:

۱:

هرچیزی که یاد می گیرم را می نویسم.

تمام چیز های مهم را هم می نویسم.

همینطور تمام قرار ملاقات ها را یاداشت می کنم.

note

۲:

هر هفته جمعه ها بعد از صرف شام به یک گوشه دنج ، معمولا اتاقم ، می روم و علاوه بر جمع بندی یادداشت هایی که طی هفته گذشته داشته ام خودم را ارزیابی می کنم.

یعنی از خودم می پرسم کدام رفتار و عمل من خوب بوده.

کدام رفتارم را باید اصلاح کنم.

کدام رفتار را دیگر هر گز تکرار نمی کنم.

ارزیابی

۳:

یادداشت می کنم چه درسهایی در این هفته آموخته ام.

چه کارهایی را می توانم سریع تر انجام دهم؟

چه کارهایی را باید به دیگران واگذار کنم؟qustion

۴:

تهیه یک برنامه برای قرار های ملاقات های این هفته و

همچنین نوشتن یک مرام نامه برای عمل به آنچه از جمع بندی یادداشت های هفته قبل بدست آمده.

programing

هرکس خود را در مسیر توسعه مهارت ها و یادگیری قرار دهد توانایی های بی نظیری در خود خلق می کند.

حاصل این توانایی ها ارتباط بهتر با دیگران و موفقیت بیشتر خواهد بود.

 

دانلود این مقاله به صورت پی دی اف